تبلیغات اینترنتیclose
شعر پنج ( یغما گلرویی)
پیچک (یغما گلرویی)
شعر و ادب پارسی
شعر پنج ( یغما گلرویی) ( گفتم بمان نماند بخش1, )
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 12 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:40 تعداد بازديد : 308 |

 شعر پنج

 

 

بچه که بودم
از جریمه های نانوشته که بگذریم
سلمانی و ساعت و سیب
سکه و سلام و سکوت
و سبزی صدای بهار
هفت سین سفره ی منبود
بچه که بودم
دلم برای آن کلاغ پیر می سوخت
که آخر هیچ قصه یی به خانه نمی رسید
بچه که بودم
تنها ترس ساده ام این بود
که سه شنبه شب آخر سال
باران بیاید
بچه که بودم
آسمان آرزو آبی
و کوچه ی کوتاه مان
پر از عبور چتر و چلچراغ و چلچله بود 

 

 

یغما گلرویی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت