تبلیغات اینترنتیclose
دوباره به آفتاب سلامی دوباره دادم! ( یغما گلرویی)
پیچک (یغما گلرویی)
شعر و ادب پارسی
دوباره به آفتاب سلامی دوباره دادم! ( یغما گلرویی) ( مگر تو با ما بودی بخش 1, )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 11:39 تعداد بازديد : 713 |

دوباره به آفتاب سلامی دوباره دادم!

 

 


سلام می کنم به باد،
به بادبادک و بوسه،
به سکوت و سوال
و به گلدانی،
که خواب ِ گل ِ همیشه بهار می بیند!
سلام می کنم به چراغ،
به «چرا» های کودکی،
به چالهای مهربان ِ گونه ی تو!
سلام می کنم به پائیز ِ پسین ِ پروانه،
به مسیر ِ مدرسه،
به بالش ِ نمناک،
به نامه های نرسیده!
سلام می کنم به تصویر ِ زنی نِی زن،
به نِی زنی تنها،
به آفتاب و آرزوی آمدنت!
سلام می کنم به کوچه، به کلمه،
به چلچله های بی چهچه،
به همین سر به هوایی ِ ساده!
سلام می کنم به بی صبری،
به بغض، به باران،
به بیم ِ باز نیامدن ِ نگاه ِ تو...

باورکن من به یک پاسخ کوتاه،
به یک سلام ِ سر سری راضیم!
آخر چرا سکوت می کنی؟ ●
 

 

 

 یغما گلرویی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت