تبلیغات اینترنتیclose
شعر بیست و سه ( یغما گلرویی)
پیچک (یغما گلرویی)
شعر و ادب پارسی
شعر بیست و سه ( یغما گلرویی) ( گفتم بمان نماند بخش2 , )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 9:48 تعداد بازديد : 360 |

شعر بیست و سه

 

 

 

مرگ را به رودها سپردم
اصلا شاعر بی مشاعر بهچه کار مرگ می آید ؟
او که نباشد
چه کسی هر شب
با یک بغل ترانه و دلی دیوانه
به سراغ خاطرات پاک تو بیاید؟
می ترسیدم زبانم لال
نگاهت در پس دروازه ی جدایی جا بماند
اما انگار
برف های فاصله از حرارت خرفم آب می شوند
حالا فکر می کنم که می آیی
می آیی و به ها گفتنم می خندی ! بانو 

 

 

 

یغما گلرویی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت