تبلیغات اینترنتیclose
شعر چهارده ( یغما گلرویی)
پیچک (یغما گلرویی)
شعر و ادب پارسی
شعر چهارده ( یغما گلرویی) ( گفتم بمان نماند بخش2 , )
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 13 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی ساعت 9:37 تعداد بازديد : 459 |

 شعر چهارده

 

 

 

صدای گام های گریه می آید
دوباره آمدی
کنار پنجره ، شعری نوشتی و رفتی
این بار صدای قدم های تو را
از پس پرده گاه گناه وگریه شنیدم
حالا به اولین ستاره که رسیدی بپرس
کدام شاعر غزلپوش
شبانه ، عشق را
در برگ های ولنگار دفتری کهنه می نوشت
اما
تو که نشانی شاهراه ستاره را نمی دانی
همیشه
از سیب و ستاره و روشنی قصرهای کاغذی که می نوشتم
می گفتی
هزار پروانه هم که بر برگهای دفترت بچسبانی
پینه ی پیر و یاس علیل باغچه ی ما گل نمی دهد
هیچ وقت بهار طلایی روز و رویا را
باور نکردی ! گل من
هیچ وقت خدا 

 

 

 

یغما گلرویی



برچسب ها: ,
امتياز : 0 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت